تبليغاتX
گوناگون
با خواندن مطالب این وبلاگ هم سرگرم شوید و هم اطلاعات عمومی خود را افزایش دهید.......... مطالب مورد علاقه خود را از سمت چپ قسمت آرشیو موضوعی انتخاب کنید ...........زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت .......... لحظه ها خاطره اند..زندگی شوق تمنای همین خاطره هاست ،             لبخند بهانه ایست برای زنده بودن،لحظه هایت سرشار از این بهانه ........             شکسپیر می گه : همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست داشته باشه نه به اون کسی که تو اونو دوست داشته باشی ..........             دوباره شکسپیر می گه : در نبرد بین انسان های سخت و روزهای سخت این انسان های سخت هستند که می مانند نه روزهای سخت..........
سرگرمی....تفریحی....اطلاعات عمومی
 

برای اعتراض به گوگل در مورد خلیج همیشگی فارس که اسمشو خلیج عربی کرده به لینک زیر بروید و امضا بدهید.

 

برای زنده نگاه داشتن نام خلیج فارس به همه شما ایرانیان گل نیاز مندیم.

اگر ایران را دوست دارید این کار را بکنید.

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:25  توسط مهدی باقری | 

 کهن زنان ایران زمین

پيش از هركس، اين يونانيان هستند كه از تاريخ پارسيان و زندگي‌شان به ما گزارش مي‌دهند. نوشته‌هاي يوناني سال‌هاي سال يگانه منبع پژوهش بوده‌اند. اگر بخواهيم گزارش‌هاي آنان را باور داشته باشيم، بايد بگوييم پارس‌ها بسيار رشكين بوده‌اند و زنان را پشت قفل و كلون نگاه مي‌داشته‌اند. پلوتارك، مورخ يوناني، چنين آورده است: «بيشتر بربرها به‌ويژه پارس‌ها دربارة زن‌هايشان بسيار رشكين‌اند. آنان نه ‌تنها زنان عقدي‌شان، بلكه زنان زرخريد و كنيزاني را كه براي زماني گذرا به زناشويي درمي‌آورند، سخت مي‌پايند تا مبادا چشمان بيگانه بر آنها افتد. زنان در خانه‌ها پشت قفل و كلون مي‌زيند و هنگام سفر، در ميان چادري كه چهارسويشان را گرفته، جاي دارند.»
امروز نيز بيشتر تاريخ‌دانان همين ديدگاه را دارند و مي‌كوشند به‌سادگي آن وضعي را كه اينك در سرزمين‌هاي گوناگون خاور نزديك وجود دارد تا به روزگاران كهن پس ببرند، بي‌آنكه بينديشند وضع امروزي از انديشه‌هاي يكسره ديگرگونه‌اي سرچشمه مي‌گيرد.
اگر كسي به يادگارها و يافته‌هاي باستان‌شناسي نگاهي اندازد، نخست چنين مي‌نمايد كه باور نويسندگان يوناني درست بوده است. براي نمونه اگر به تخت‌جمشيد، بزرگ‌ترين دستگاه و سامان شاهنشاهي بزرگ پارس‌ها كه به دست داريوش ساخته شده، نگاهي افكنيم، برداشتي مشابه خواهيم كرد. در پاي كوه رحمت، شهري هست كه داريوش در سدة ششم پيش از ميلاد ساخته و يونانيان از آن با نام پرسپوليس، «شهر پارس‌ها»، ياد مي‌كرده‌اند. ايرانيان خود آن را «پارسَه» كه نامي هماهنگ با مردم و سرزمينشان است، مي‌ناميده‌اند. واژة «پارسه» هنوز به‌گونه‌اي در نام استان فارس زنده است.
ساختمان‌ها در پهنه‌اي به درازاي 455 متر و پهناي كم‌وبيش 300 متر گردن فراخته‌اند. اين همان جايي است كه، به خواست داريوش، مركز شاهنشاهي وي شد.
از سرتاسر نگاره‌هاي تخت‌جمشيد مي ‌توان برداشت كرد كه مردمان به خواست خود نزد شاه مي‌آمده‌اند. انگار كه زنجيرة پايان‌ناپذيري را ساخته باشند. چرخش‌ها و گردش‌هاي نرم آنان به‌گونه‌اي است كه گويي با هم سخن مي‌ گويند و همين ويژگي است كه اندكي جان به اين تصاوير مي‌بخشد.
بررسی جایگاه زن در ایران باستان و در دوره های هخامنشی و آیین زرتشت که به نوعی دوره آغاز شکل گیری سرزمین آریایی هاست ، نشان دهنده سطح والای فکری مردمان آن روزگار است که در بسیاری موارد ، افسوس را با خود به ارمغان می آورد ، چرا که اگر تحولات ناشی از حکومتهای گوناگون آن زمان تغییری در شرایط زیستی آدمیان ایجاد نمی کرد ، ایران و ایرانی ، هم اکنون بعنوان بزرگترین مدعی حقوق انسانی در دنیا شناخته می شد و این عنوان را زینت نام خود می کرد .
تا پیش از پیدایش حکومت هخامنشی یعنی در زمان مادها دختر و داماد پادشاه می توانستند جزو وارثین وی باشند .
با روی کار آمدن کوروش کبیر و حکونت آن ، هخامنشیان ، و قوانین وضع شده توسط آنها ، وضعیت زنان در حالت ثبات و اعتدالی ارزشمند قرار گرفت ، بطوری که نمونه قوانین آن زمان در میان هیچ یک از ممالک و اقوام یافت نمی شد . اما با اجرای قوانین کوروش کبیر بر سرزمین پارسیان ، زن ازچنان درجه احترامی برخوردار شد که آوازه آن به دیگر اقوام نیز رسید و همین امر باعث پیروی آنان از آداب اصیل ایرانی گشت . مشهورترین نمونه تساوی حقوق زنان و مردان در ایران باستان ، اجازه انتقال سلطنت از پادشاه به دختر بود . همانطور که گفته شد ، آخرین پادشاه مادها « آستیاک » ، دارای فرزند پسر نبود و دختر آستیاک کسی نبود جز شاهزاده ماندانا ، مادر کوروش کبیر که همین مساله در انتقال قدرت به کوروش نقش مهمی را بازی کرد . ماندانا همچنین مؤسس مدارس هخامنشی برای نوجوانان ایرانی بود که در آن فنون تیراندازی و اسب سواری را آموزش می دادند . در بررسی وضعیت زنان در عصر هخامنشی به نامهایی بر می خوریم که شاید هیچگاه پس از آن ، اثری از چنین رویدادها و وقایعی را در تاریخ ایران نبینیم .
در زمان هخامنشیان ، یک زن برای نخستین بار در تاریخ به مرتبه دریا سالاری ( فرماندهی نیروی دریایی ) خشایار شاه رسید که نامش « آرتمیس » بود . اما حکایت به آرتمیس ختم نمی شود . بلکه تعداد بی شماری از زنان آن دوره مسئولیت هایی را به عهده داشتند که نه تنها در دوره های بعد از حکمرانی کوروش ، بلکه در شرایط کنونی نیز ، شاهد چنین رویدادی نخواهیم بود !
فرمانده آرسیاب زنی داشت به نام پانته آ ، که فرمانده گارد جاویدان بود . استاتیرا ، دختر داریوش سوم فرمانده نیروهای جنگی آن زمان بود . آذرمیدخت ، دختر خسرو پرویز ، پس از مرگ خواهرش پوران دخت ، به پادشاهی رسید . آرتونیس ، یکی از شجاع ترین فرماندهان جنگی زمان داریوش بود و پری ساتیس ، زن داریوش دوم در زمان حکمرانی شوهرش از ارتشبدان آن زمان به شمار می رفت . آرتادخت ، رئیس خزانه پادشاه چهارم اشکانی بود . سورا ، دختر اردوان پنجم در نیروی ارتشی پدر سمت سپهبدی داشت . پرین ، دختر قباد ، مشاور امور قضایی ساسانیان بود و آزاد دیلمی ، فرمانده یک باند چریکی بود که در گیلان سال ها علیه متجاوزین به ایران جنگید و سرانجام کشته شد .
این دسته از زنان یا کسانی همچون سمیرامیس ، ملکه آشور و بابل که در جنگجویی و شجاعت در زمان خود همتا نداشت و یا بلقیس ، که قسمتی از یمن آن زمان ، تحت فرماندهی وی بود می توانند نمادی از تمدن والای انسان در جوامع پیشین ایران بشمار روند . اما افتخارات بر جای مانده از ایران باستان در همین محدوده خلاصه نمی شود ، بلکه با تعمق بیشتر در آداب و آیین های قوم آریایی و تعالیم زرتشت که در آن زمان تازه به مرحله ظهور رسیده بود ، جایگاه زن ایران بیش از پیش نمایان می شود .
زن در ایران باستان به معنای واعقی در هر مکان و زمان به طور برابر در فعالیت های سیستم اجتماعی شریک مرد بود و حتی در جهت قوانین دینی می توانست به مرحله « زوت » برسد ، یعنی درجه ای در مقام بالای مذهبی که لازمه آن ، فراگیری علوم دینی تا بالاترین مرحله آن بود .

زن در وزيري
بدبختانه دو تازش بزرگ و خردکننده: نخست اسکندر و سپس تازيان به ويژه? همه دستمايه و نشانه ها و ماندمانهاي کشور ما را به نابودي کشاندند و در آتش سوزاندند و به آب دادند. از اين رو کمتر يادمانهايي از گذشته به ويژه از زمان ماد و اشکانيان به جاي مانده است که بتوان بر آنها تکيه نمود. ولي از آنچه که از گوشه و کنار بازمانده و به گونه پراکنده به دست رسيده است? نشان ميدهد که زن ايراني به والاترين پايه هاي گردانندگي کشور دست يافته و با پشتکار ستودني و کارداني به انجام کارها پرداخته است.

« آرتادخت» از زناني است که وزير دارايي « اردوان چهارم اشکاني» ميشود و بي آنکه فشاري بر مردم بياورد و باج و خراج را افزون نمايد کشور را به توانگري ميرساند. چنانچه برآمده است از کارهاي بزرگ او در گردآوري دارايي کشور يکي جلوگيري از هزينه هاي بيهوده به ويژه درباريان و ديگري گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.

پ – زن در سرداري و فرماندهي

زنان در هنر تيراندازي اسب سوراي جنگاوري نبرد .... فراوان آموزش ميديدند به گونه اي که گاه کارکشتگي و بيباکيشان بدانجا ميرسيد که پوشاک فرماندهي و سرداري بر تن ميکردند و به سپهسالاري و رهبري برگزيده ميشدند. زناني که در اين راه بسيار درخشيده و شکوهمندانه نامي از خود بر جاي نهاده اند کم نيستند. اينان نه تنها به شکار و تيراندازي ميرفتند و گوي پيش بودن را از بسياري از مردان مي ربودند که همراه مردان در ميدانهاي جنگ شاهکارهايي مي آفريدند که مايه شگفتي و انگشت به دندان گرفتن مردان ميشد. از اين رو با شايستگي نشان دادن خود به فرماندهي ميرسيدند و همچون سرداران بي پروا در رده جلوي سپاه پرچم به دست ميگرفتند و جنگها را رهبري ميکردند.

« آرتميس» يا آرتميز در چم راست گفتار بزرگ فرمانده بزرگ نيروي دريايي خشايارشا در جنگ يونانيان بود که با خردمندي و کارآمدي بي همتايي ‌کشتيهاي جنگي ديو پيکر را رهبري کرد و با فرماندهي درست بايسته خويش ‌سپاه يونان را در هم شکست. اين زن فرمانده از رايزنان جنگي خشايارشا نيز بود.

از سرداران سرشناس و بي پروا و کارآمد و برازنده ديگر « گرديه» خواهر بهرام چوبين است که در دلاوري و جنگاوري بلندآوازه مبياشد. او پس از برادرش فرماندهي را به دست ميگيرد و در ميدانهاي نبرد ‌آنچنان بيباکي و شايستگي از خود نشان ميدهد که همگان را به ستايش واميدارد. او در رده سپهسالاري سپاه برادر در جنگ تن به تن با « تور» فرمانده نيروي خاغان چين او را شکست ميدهد و سپاهش را تار و مار ميکند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 23:50  توسط مهدی باقری | 

    آناهیتا

آناهیتا ،اَناهید یا ناهید که -در پارسی به معنای دور از آلودگی است- نام ایزدبانوی آب و باران و باروری در مذاهب ایران باستان. بسیاری از ویژگی‌های این ایزدبانو با ایشتار که مورد پرستش اقوام سامی از جمله بابلیان بود نزدیکی دارد. هردوی این ایزدان به سیاره ناهید (زهره) مربوط‌اند. به احتمال زیاد «اردویسور آناهیتا» نیز چون «میترا» از ایزدانی بود که پیش از پیدایش زرتشت، توسط مردم ایران و نواحی اطراف - ولو به نام‌های دیگر- مورد ستایش قرار می‌گرفت. آناهیتا ظاهراً با جنگاوری نیز مربوط بوده‌است و باور بر این بود که جنگاورانی را که به پیشگاه او نذر کنند، یاری می‌دهد.در دوران ساسانیان این الهه به یکی از الهه‌های مورد پرستش ایرانیان قرار گرفت. البته باید خاطر نشان نمود ایرانیان به طور ذاتی یکتا پرست بودند ولی آناهیتا و دو ایزد بانوی دیگر به طور مشترک به عنوان خدایان فرعی مورد تقدیس قرار می‌گرفتند.

پیشینه

با وجود دیرینگی و نفوذ پرستش «میترا» در ادوار پیش از ظهور زرتشت، بعدها این ایزد در میان ایرانیان تا اندازه‌ای به فراموشی سپرده شد. اما در مقابل چنین جریان فکری و دینی، «ناهید» چنان مقامی در باورهای ایرانیان به دست آورد که نه تنها پرستشگاه‌های بسیار زیاد و مجلل و باشکوهی از او می‌بینیم، بلکه تندیس و نمادهای این زن ایزد در اینجا و آنجای این سرزمین پهناور باقی مانده است.

پرستشگاهها

از میان پرستشگاه‌های ناهید، نیایشگاه‌های همدان، شوش و کنگاور که ویرانه‌های آن هنوز پابرجاست، از همه مجلل تر بوده است.


« زربانو» دختر ديگر رستم ميباشد که از سواران تيرانداز و جنگجو به شمار مي آمده و با رزم دلاورانه خود زال آذربرزين و تخواره را از زندان آزاد کرده است.

نام سرداران و جنگاوران زني که از زمان مادها هخامنشيان ‌اشکانيان و ساسانيان به جا مانده اند ولي شوربختانه از کارهايشان هنوز آگاهي چنداني در دست نيست چنينند ( اميد آن است که با بررسيهاي گسترده پيرامون آنها ‌بتوان به چگونگي فرماندهيشان بيشتر آشنا شد):

- « آپاما » دختر « سپيتمن » که خود از سرداران زمان هخامنشيان بود. چم اين واژه گيرا‌ خوش آب و رنگ و زيبا ميباشد.


- « آذرنوش» در چم پرفروغ آتشين هم از شاهدختهاي هخامنشي و هم سردار سپاه.


- « آرتونيس» در چم راست و درست دختر «ارته باز» که او خود نيز سردار بزرگ داريوش بزرگ بود.


- « آرياتس» در چم آريايي پاک و درست از سرداران هخامنشي.


- « آسپاسيا» در چم گرد يل دلير و نيرومند همسر کورش دوم که از سرداران او نيز بود.


- « آمسترس » در چم هم انديش و پشتيبان و يار دختر داريوش دوم که پا به پاي پدر در نبردها ميجنگيد.


- « ابردخت» در چم دختر نيرومند و توانا و برتر از سرداران ساساني.


- « استاتيرا» در چم آفريده ايزد تير و اختران‌ دختر داريوش سوم هخامنشي.


- « ُبرزآفريد» در چم آفريده شکوه و والايي ‌از سرداران ساساني.


- « برزين دخت» در چم دختر آتشين و پرفروغ از سرداران ساساني.


- « پريساتيس» در چم فرشته و زيبا همسر داريوش دوم که پا به پاي همسر و دختر به جنگها ميرفت و پيکار ميکرد.


- « داناک » در چم باهوش و خردمند و فرزانه از سرداران هخامنشي.


- « سي سي کام» در چم کامروا و پيروز ‌مادر داريوش سوم که هيچگاه در برابر اسکندر به زانو درنيامد و همچنان جنگ را دنبال نمود.


- « سورا» در چم گلگون رخ‌ دختر اردوان پنجم اشکاني.


- « گلبويه » از سرداران و جنگجويان ساساني.


- « ماه آذر» از سرداران ساساني.


- « مهر مس» در چم مهر بزرگ. ‌خورشيد درخشان. از سرداران هخامنشي.


- « مهر يار» از سرداران ساساني.


- « ميترادخت» در چم دختر مهر‌ دختر خورشيد ‌از سرداران اشکاني.


- « نگان» در چم کامروا و پيروزمند از سرداران ساساني که با تازيان دلاورانه جنگيد و دليريها بسيار شکوهمندانه از خود نشان داد.


- « ِورزا» در چم نيرومند و توانا سرداري از هخامنشيان.


- « وهومسه » در چم والاتبار و نيکزاده بزرگ ‌از سرداران هخامنشي.


- « هومي ياستِر» در چم دوست و هم پيمان و پشتيبان از سرداران هخامنشي.


- « يوتاب» در چم درخشنده و بيمانند خواسته و پرفروغ‌ خواهر « آريوبرزن» سردار بيباک و دلير داريوش سوم در جنگ با اسکندر. يوتاب فرماندهي بخشي ار سپاهيان برادر را داشت که در کوههاي بختياري راه را بر اسکندر بست و اگر يک روستايي راهي ديگر را به اسکندر نشان نميداد تا از آن جا شبيخون بزند شکست خورده و سپاهيانش تار و مار شده بودند. يوتاب همراه برادر آن اندازه جنگيد تا هر دو کشته شدند و نامي جاويد از خود به جاي گذاشتند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 23:29  توسط مهدی باقری | 

به‌آفرید

 

به‌آفرید نامی ایرانی‌است که هم بر دختران و هم بر پسران نهاده شده‌است.

·                     به‌آفرید نام یکی از دو دختر گشتاسپ در شاهنامه‌است.

به‌آفرید نام مردی از اهالی خراسان (در حوالی نیشابور) بود که همدورهٔ ابومسلم خراسانی می‌زیست و دینی جدید آورد که التقاطی از اسلام و مزدیسنا بود

« بانو گشنسب» دختر رستم و همسر « گيو» نيز از زنان بيباک و رزمجويي بود که در شاهنامه فردوسي فراوان از او ياد شده است. چنين آمده است که او به اندازه اي زورمند و دلير بود که کمتر مردي توانايي رويارويي با او را داشته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 23:24  توسط مهدی باقری | 

 آزرمی ‌دخت

 

 

.

ملکه آزرمی دخت، آزرم، آزرمی، شاهنشاه زن ایرانی و سی و دومین شاهنشاه ساسانی در سال ۶۳۱ ميلادی، دختر پرويز پسر هرمز پسر انوشيروان ملقبهٔ به عادله كه پس از خواهر خويش پوراندخت لشكريان او را در تیسفون بپادشاهی برداشتند. فرمانرواى خراسان، سپهبد فرخ‌هرمز که يکى از مدعيان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرى خواست. در حالی که آزرمى‌دخت علناً وعده‌ى ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را ديد. رستم، پسر فرخ‌هرمزد، به خون‌خواهى پدرش لشکر به پايتخت کشيد و پس از سرنگونی آزرمى‌دخت، ملکهٔ ساسانی را نابينا کرد. آزرمی دخت چهار ماه پادشاهی کرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 23:20  توسط مهدی باقری | 

 

 آتوسا

 

آتوسا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پ.م.) از شهبانوهای ایران بود.

آتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم آتوسا دختر کورش و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش و مادر خشایار شاه برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است. در ایران قدیم ازدواج خواهر و برادر مرسوم بود و علت آن هم نگه داشتن ثروت در خانواده سلطنتی بود. هوتوسا کیانی و آتوسای هخامنشی نخستین کسانی هستند که با خویشاوندان خود ازدواج کرده اند.هوتوسا علاقه مند به ازدواج با گشتاسب بود.با او ازدواج کرد و چندین فرزند به دنیا آورد.او اولین شخصی بود که به دین زرتشت گروید. زرتشت ادعا کرد که هوتوسا به آیین مزدیسنا گرویده است.سپس هوتوسا از شوهر خود گشتاسب درخواست کرد که دین زرتشت را بپذیرد. از این پس دین زرتشت به طور رسمی پذیرفته شد.. از اینجا هوتوسای افسانه ای به عنوان یک زن سیاسی و با نفوذ و با قدرت معرفی شد.از آن پس به خاطر احترام به وی پارسیان نام او را بر دختران خود می گذاشتند. از میان آن دختران مهمتر از همه آتوسا دختر کورش بود.خواهر و همسر اردشیر دوم و همسر اردشیر سوم زنان دیگری هستند که آتوسا نام داشتند زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی هیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند. پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت.زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکه ها داده می شد. آشیلوس نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از نمایشنامه های خود تحت عنوان ایرانیان که اختصاص به جنگ خشایار شاه با یونانیان دارد از آتوسابه عنوان بانوی بانوان یاد می کند. آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست.و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت.کمبوجیه عاشق خواهر خود آتوسا شد و مغهای زرتشتی را جمع کرد و از آنها خواست که این ازدواج را برای او قانونی کنند.به خوبی می توان حدس زد که آتوسا علی رغم موقعیت اجتماعی و نفوذی که داشته از زیبایی نیز برخوردار بوده است.پس از اینکه کمبوجیه در مصر خودکشی می کند داریوش شاه با آتوسا ازدواج می کند. این ازدواج چند دلیل داشته است. 1- ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه می داد 2- از آنجا که آتوسا با هوش، با فرهنگ ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می آمد.3- از آنجا که آتوسا زنی جاه طلب و قدرت طلب بود از طریق این وصلت می توانست به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند. از اینجاست که آتوسا لقب بانوی بانوان می گیرد . هرودوت می گوید آتوسا از قدرت فوق العاده ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود داریوش شاه همواره از نصیحتهای او بهره می جست. او حتی علاقه مند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند.هرودوت از قول آتوسا نقل می کند که آتوسا به داریوش شاه می گوید" چرا نشسته ای و عازم جنگ نمی شوی و سرزمینهای دیگر را تسخیر نمی کنی پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایسته است که عازم جنگ شود و به پیروزیهایی نائل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آنها حکمرانی می کند. " اگر گفته هرودوت اغراق آمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش می باشد. گفته شده است که آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود اگاه بود. و از حضور یونانیان و دیگر ملیتها به دربار بسیار بهره می برد. آتوسا از صلب داریوش شاه دارای 4 فرزند شد. که بزرگترین آنها خشایار شاه بود. اما آتوسا همسر اول داریوش شاه نبود. و داریوش شاه از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشاه بزرگتر بودند.مطابق قانون سلطنت پسر بزرگ شاه پس از او به سلطنت می رسید. اما آتوسا آنقدر بر شوهر خود نفوذ داشت که توانست خشایار شاه را پس از داریوش به سلطنت برساند.در زمان سلطنت خشایار شاه آتوسا به عنوان مادر پادشاه در امور دولت دخالت می کرد.همانطور که قبلا گفتیم آشیلوس در نمایشنامه خود همواره از او به عنوان بانوی بانوان یاد می کرد. می توان گفت که در نمایشنامه آشیلوس پس از خشایار آتوسا بیشترین نقش را بازی می کند. آتوسا جنگ ایران و یونان را به صلاح نمی دانست و از جمله کسانی بود که با این جگ مخالفت کرد. وقتی خبر شکست پسرش را شنید به شدت خشمگین شد. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها می دانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بوده است. احتمالا" آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم می باشد

 

نوشته دکتر شیرین بیانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 23:18  توسط مهدی باقری | 

غار آبی «علی صدر» در 120 کیلومتری شمال غرب همدان، در روستایی به همین نام، روی دامنه کوه «سوباشی»، قرار دارد و یکی از منظره های بسیار جالب طبیعی در ایران و جهان به شمار می آید.

غار آبی علی صدر در دهه چهل کشف شد و در حقیقت شبکه ای بی پایان از غارهایی است که مملو از آب زلال و شفاف است که همه آنها به هم اتصال دارند. در بعضی از قسمتهای غار، عرض آن به بیش از صد متر و ارتفاع آن به ده متر و حتی بیشتر هم می رسد.  

اکنون، پس از سالها که از کشف آن می گذرد، سیل عظیمی از گردشگران ایرانی و خارجی از آن بازدید می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 15:56  توسط مهدی باقری | 
انسان باستانی گمان مي برد كه عمر جهان 12 هزار سال است و در پايان 12 هزار سال عمر جهان به پايان خواهد آمد و جهان هستی نابود خواهد شد.

روز طبیعت، خاستگاه و ريشه ها 
   چرا سال 12 ماه دارد و چرا جشن نوروز 12 روز است ؟ چرا روز سيزدهم مردم به كوه و در و دشت پناه می برند و آن همه شادماني می كنند؟ 
  انسان باستانی گمان مي برد كه عمر جهان 12 هزار سال است و در پايان 12 هزار سال عمر جهان به پايان خواهد آمد و جهان هستی نابود خواهد شد.
 «بهرام فره وشی»، استاد فقيد دانشگاه تهران، درباره ايران باستان مطالعات ارزشمندی دارد و نوشته است: در اساطير ايراني، عمر جهان 12 هزار سال است و عدد 12 از بروج دوازده گانه گرفته شده است و پس از اين 12 هزار سال دوره جهان بسته می شود؛ و انسانهایی كه وظيفه آنها در جهان هستي جنگ در برابر اهريمن است، پس از اين 12 هزار سال، بر اهريمن پيروزي نهايي مي يابند و - با ظهور «سوشيانت» - آخرين نيروی اهريمن از ميان می رود و جنگ اورمزد بر ضد اهريمن با پيروزی پايان می يابد.
 «مهرداد بهار»، استاد فقيد اساطير و آيينهای ايران باستان، نيز ضمن نقل افسانه اي به همين مضمون يادآور مي شود: توجيه اساطيری سال 12 ماهه، بر اساس عمر 12 هزار ساله هستی، بهترين توجيهی به نظر مي رسيد كه در چارچوب اعتقادات كهن می گنجيد. جشنهای 12 روزه آغاز سال نيز با اين سال 12 ماهه و دوره 12 هزار ساله عمر جهان مربوط است.  انسان  آنچه  را  در  اين   دوازده روز  پيش  می آمد سرنوشت سال خود   می انگاشت. پيش از نوروز، انواع دانه ها را   می كاشتند و هر دانه اي را كه در اين 12 روز بهتر رشد می كرد براي كاشت آن سال به كار  مي بردند؛ و گمان داشتند که اگر روزهای نوروزی به اندوه بگذرد، همه سال به اندوه خواهد گذشت.
به اين ترتيب، همان گونه كه پس از 12 هزار سال جهان به پايان مي آمد و آشفتگی نخستين باز   مي گشت، دوازده روز جشن نوروز نيز يك روز آشفتگی در پي داشت و آن روز سيزدهم نوروز بود. در واقع، نحسی سيزدهم عيد نشان از فرو ريختن واپسين جهان و نظام آن بود.
هر آينه، روز سيزدهم نوروز، چه نماد پايان عمر 12 هزار ساله جهان باشد و چه نباشد، امروزه بيشتر نشان پايان جشنهای 12 روزه نوروزی است؛ تا كار و زندگي به روال معمول از سر گرفته شود و يك سال ديگر در تلاش معاش و بهبود زندگی بگذرد و اين دوره همچنان با چرخ روزگار تكرار گردد. تكراری كه مانند همه تكرارهاي طبيعی و كيهانی چون طلوع و غروب خورشيد با شكوه و نامكرر جلوه می كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 15:54  توسط مهدی باقری | 
ارم به لحاظ وسعت، نظام هندسی و توجه بسياري كه در طول زمان به آن شده است, گل سرسبد باغهای شیراز است.

پیشینه باغ ارم:
شاهان هخامنشی و ساسانی كه در میانه راه پارسه و استخر به بیشاپور و فیروزآباد در حال عبور بودند، پی بردند كه در منطقه خوش آب و هوای این منطقه باغی بنا كنند كه استراحتگاه آنها باشد. باغهایی بنا شد كه پایه های باغهای امروزی شهر شیراز مانند «ارم» را به وجود آورد. انتخاب نام ارم هم حكایتی دارد. ارم نام باغی بود كه «شداد ابن عاد» ساخت تا بهشتی زمینی بیافریند و از آن به عنوان یكی از شگفت انگیزترین ساخته های دست بشر نام ببرد. ارم حكایت از زیبایی، اعتبار و برتری آن نسبت به باغهای دیگر شیراز دارد.
ارم به لحاظ وسعت، نظام هندسی و توجه بسياري كه در طول زمان به آن شده است, گل سرسبد باغهای شیراز است. با وجود این كه این باغ با شكل كنونی خود قدیمیترین باغ شهر شیراز نیست, ولی قدمت آن تا دوران سلجوقیان محرز است.
تیمور لنگ گوركانی, پس از تصرف شیراز،  با تاثیري كه از زیباییهای این باغ و دیگر باغهای شهر و چندین باغ با نامهای ارم گرفته بود، باغ دلگشا را در شهر سمرقند ساخت.
ارم شیراز, از دوره سلجوقیان و در تمام دوره آل اینجو و آل مظفر و گوركانیان وجود داشته است و با توجه به این كه نظام «ارباب – رعیتی» به طور كامل بر جامعه آن دوره حاكم بود, بدون تردید بانیان و صاحبان باغ ارم حكام وقت بوده‌اند.
يکی از كارشناسان باغ ایرانی, درباره تاریخچه باغ ارم می گوید: غلام اتابك قراچه - كه از طرف سنجر سلجوقی به حكومت فارس منصوب شد -  دستور داد كه این باغ را بسازند. پس از انقراض سلسله آل اینجو به دست آل مظفر، باغ ارم به مالكیت سلاطین آل مظفر در آمد و در عهد شاه منصور، آخرین پادشاه این خاندان كه به دست گوركانیان كشته شد، اين باغ, در نهایتِ آبادانی و شكوه بود.
پس از عصر صفویه, باغ ارم در نوشته‌های جهانگردان، آباد و باشكوه توصیف شده است. در عهد كریم خان زند, باحتمال باغ ارم در مالكیت سران سلسله زندیه بوده است و مانند سایر بناها و باغهای شیراز مرمت شده است. از اواخر دوره زندیه به طور تقریبی بیش از هفتاد و پنج سال باغ ارم در تصاحب سران ایل قشقایی بود و از آنجا به عنوان مقر فرمانفرمایی خود در شهر شیراز استفاده می‌كرده‌اند. در اوایل دوره قاجاریه بعضی از سران ایل قشقایی كه مالكان سابق باغ ارم بوده‌اند در گوشه‌ای از این باغ به خاك سپرده شده‌اند.
  ساختمان عمارت این باغ در دوره ناصرالدین شاه قاجار هنوز پا برجا بوده است. در دوره این شاه قاجار، حاج نصیرالملك شیرازی, باغ را از خاندان ایلخانی خریداری كرد و ساختمان فعلی باغ را به جای عمارت ایلخانی بنا کرد. پس از درگذشت حاج نصیرالملك در سال 1272 تزیینات بنا و بعضی از قسمتهای ناتمام به دست ابوالقاسم خان نصیرالملك، مالك باغ، پايان یافت. باغ ارم پس از فوت ابوالقاسم خان نصیرالملك به فرزندش رسید و پس از چندی به یكی از سران ایل قشقایی فروخته شد. سپس به تصرف دولت درآمد و به دانشگاه شیراز واگذار شده است.
در سالهای 1350- 1345 این باغ با اعتبار واگذاری از طرف سازمان برنامه و بودجه و با نظر مسئولان وقت دانشگاه شیراز تعمیر اساسی شد و زمین وسیعی نیز در حاشیه خیابان ارم و آسیاب سه‌تایی به آن افزوده شد.
عمارت اصلی باغ ارم طبق معماری دوره صفویه تا قاجاریه بنا شده است. این ساختمان سه طبقه دارد که طبقه زیرین آن حوضخانه ای برای استراحت در روزهای گرم تابستان دارد.
در پیشانی عمارت، هلالیهایی وجود دارد كه به «سنتوری» معروف است و شامل سه مجلس بزرگ و دو مجلس كوچك كاشیكاری با كاشیهای لعابدار رنگی است. هم اكنون این باغ با نام «باغ گیاه شناسی» نیز استفاده مي‎شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 15:49  توسط مهدی باقری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نام : مهدی باقری
مکان : شیراز
رشته : مکا نیک

پیوندهای روزانه
موتور جستجوی ask
جدول فرکانس کانالهای ماهواره ای فقط اینجا
رسیورهای استارست
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
بهمن 1387
مهر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
سرزمین ما ایران
مکانیک خودرو
پزشکی
پیامک با حال
علمی
روانشناسی
بیوگرافی هنرمندان
ضرب المثلها
عاشقانه عاقلانه
جک
خواندنی های جالب
سخنان زیبای بزرگان
رایانه و اینترنت
نکات زندگی
گوشی ها نوکیا
فروشگاه وبلاگ
سرگرمی....خنده
پیوندها
صدا و سیما
انیمیشن وزنگ برای موبایل
آهنگهای عربی
کدهای جاوا
شبکه فیزیک هویا
یک سایت موزی!!!!
همه چیز در مورد انرژی هسته ای
وبلاگی در مورد مهندسی مکانیک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

گالری easy.LA - personal, individual & cool easy.LA - ایمیل رایگان با هر اسمی که شما بخواهیر easy.LA - ابجاد ایمیل رایگان با نام خود!